دي

دهمين ماه به نام دادار يعني آفريدگار خوانده شده است . دي در اوستا ، دتهوش Dathush  يا  دذوه  Dadhvah  آمده به معي دادار يا آفريننده و آفريدگار است و هميشه صفت اهورامزدا آورده شده است چنانكه در آبان يشت  فقره 17 و مهر يشت فقره 50  و  فروردين يشت فقرات 83 و 157 و  رام يشت فقره 44 و جز آن .

اين واژه از  مصدر  دا Da در آمده كه در اوستا و فرس هخامنشي و سنسكريت به معني دادن و آفريدن و ساختن و بخشودن است ؛ در پهلوي داتن و در فارسي دادن شده است و از همين بنياد است  داتر Datar كه در پهلوي داتار و در فارسي  دادار ( = آفريدگار ) گوييم .

در خود اوستا ، در آفرينگان گهنبار فقره 11 صفت  دتهوش ( = دي ) از براي تعيين  دهمين ماه بكار رفته است و چنانكه مي دانيم هر يك از سي روز ماه به نام يكي از ايزدان خوانه شده و به نگهباني وي سپرده شده است ، روز هشتم ، پانزدهم ، بيست و سوم هر ماه نامزد است به دي ( = دتهوش ) . در خود اوستا هم اين سه روز ياد گرديده ، چنانكه در يسنا 16  در فقرات  4-6  و در  دو سي روزه  خرد و بزرگ در فقرات  8 و 15 و 23 . و همچنين در اوستا  دتهوش ( = دي ) جداگانه بدون موصوفش اهورا مزدا از براي تعيين اين سه روز از ماه بكار رفته ، چنانكه در آفرينگان گهنبار در فقرات 7-8  . چون  سه روز از ماه داراي يك نام است از براي امتياز آنها از يكديگر  دي به آذر ، دي به مهر ، دي به دين گفته اند يعني اين سه روز را از براي باز شناختن بروز بعدش نسبت داده اند /

ابوريحان بيروني در  آثار الباقيه نيز چنين ياد كرده و در نوشتهاي پهلوي چنانكه در  « شايست نه شايست » در فصل 23 و مكررا در بندهش دي به روزهاي آذر و مهر و دين نسبت داده شده ، مثلا در نامه ديگر پهلوي نامزد به «  زادسپرم » در فصل 21 فقره 4 آمده  «  زردشت در روز دي به مهر از ماه ارديبهشت در كنار درياي دايتيك ( آمويه ) به الهام غيبي دسيد » در نوشتهاي پهلوي نام دهمين ماه از سال و نام روزهاي هشتم و پانزدهم و بست و سوم از ماه دذو Dadhv  ياد شده و البيروني هم ( آثار الباقيه ص 48 ) نامهاي اين سه روز را به لهجه خوارزمي  دذو نوشته آنچنانكه هيئت اوستايي   دذوه  Dadhvah  محفوظ تر بجا مانه است . از اينكه برخي اين روزها را  دين به آذر ، دين به مهر ، دين به دين خوانده و نوشته اند غلطي است كه از بد خواندن خط پهلوي برخاسته است و دين كه نام روز بيست و چهارم از ماه است در اوستا   دئنا آمده و در فارسي  دين گوييم .

به مناسبت اينكه نام دهمين ماه دي خوانده شده و زمستان با همين ماه آغاز مي شود  فرهنگ نويسان فارسي پنداشته اند كه دي به معني زمستان با واژه دي نام ماه از يك ريشه و بن باشد  . دي به معني زمستان آنچنان كه در ادبيات ما بكار رفته :

    چو خرم كسي كو به هنگام دي

                              به پيش آورد منقل و مرغ و مي      --- نظامي

    به جان ميداد راحت ديدن وي

                        چو برف اند تموز و شعله در دي       --- امير خسرو

با واژه اوستايي  زين  Zayan كه به معني زمستان است يكي است ، از اينكه راء  اوستا در فارسي به دال   مبدل مي گردد نظير بسيار دارد چنانكه  داماد  و دريا  و دست  و جز آن در اوستا  زاماتر  zamatar و زريه  Zrayah  و زست  Zasta  مي باشد .