با وجود پيوستگي زبان و خط آرامي با ايران . خط و زبان سرياني كه يكي از لهجه هاي مهم آرامي شرقي است نزد ما معروف تر از خود آرامي است ، چون آثار اين لهجه نسبة متاخرتر است ، آثار پيشين آرامي را رفته رفته از يادها زدوده و جانشين آن گرديد .

خطي كه از براي نوشتن سرياني بكار مي رفته با اندك تغييراتي همان خط آرامي است . مركز اين لهجه در شمال عراق ( ميزوپوتاميا - بين النهرين )‌ شهر معروف ادسا Edessa بوده ، شهري كه در سرياني اُرهي Orhai خوانده ميشده و پس از اسكندر در روزگار سلوكس Seleukos آن را بنام يكي از شهرهاي مقدونيه كه در مغرب سالونيك بوده ، ادسا خواندند و عرب زبانان آن را تا سده پانزدهم هجري رُها ناميدند و اكنون اورفا نام دارد . اين شهر همان شهريست كه در كتاب حدودالعالم ، در سده چهارم هجري ، چنين تعريف شده ::  « رها شهريست خرم و بيشتر مردمان وي ترسايان اند و اندر وي يكي كنيسه است كه اندر جهان كنيسه اي از آن بزرگتر و آبادان تر و عجبتر نيست ،‌سوادي خرم دارد و اندر وي رهبانان اند » مقدسي و مسعودي و ابن خرداد به ديگران نيز اين شهر را بنام رها ياد مي كنند .

در نامه پهلوي « شهرستانهاي ايران » درباره رها آمده : « شهرستان  اورها urha نرسي اشكانان كرت » در پشت دروازه همين شهر است كه والريان valerian از شاپور اول ساساني در سال 260 ميلادي شكست خورد و دستگير شد . در سده دوم ميلادي ، رها ( = ادسا )‌يكي از مراكز مهم عيسويت گرديد و در چندين سده پيش از آن ، از زمان خرد اسكندر و جانشينان وي سلوكوس و انتيوخس شمال بين النهرين ( ميزوپوتاميا ,Mesopotamia  از مراكز زبان سرياني بوده و بواسطه مهاجرت گروهي از مردمان مقدونيه و يونان در آن سرزمينها ، سرياني رنگ و روي خاصي گرفت و در ميان لهجه هاي آرامي برتري يافت . بسياري از لغتهاي يوناني ، به زبان سرياني در آميخت و تغييري در انشاء و اسلوب آن پديد گشت ، آنچنانكه در تحرير مسائل ديني و فلسفي و علمي زبان رسا و ثروتمندي گرديد . خطش هم از يوناني تاثيري يافته از براي كتابت بهتر و روشنتر شد .

ديگر از مراكز مهم سرياني و شهر روحاني عيسويان شرقي نصيبين Nisibis است ، شهري كه در حدود العالم در سخن اندر ناحيت جزيره ( = بين النهرين ) چنين تعريف شده  :: « نصيبين خرم ترين شهريست اندر جزيره جاي آبادان است و با نعمت و مردم بسيار و اندر وي ديرهاست از آن ترسا آن . . . » در نامه پهلوي « شهرستانهاي ايران » درباره آن آمده :: «‌ شهرستان نسيبين Nasibin ( = نچيبين )‌ و رازكِ گپكان  Gepakan كرت » نصيبين كه در پايه طور عبدين ( حاليه عابدين ) واقع بوده ، در هنگام پادشاهي ساسانيان جنگهاي خونيني در سر آن ميان ايرانيان و روميان درگرفت ، گاهي جزء قلمرو ايران بشمار رفت و گاهي جزء امپراطوري روم بود . اين شهر كهنسال كه در كتيبه هاي آشور به خط ميخي از نهصد سال پيش از ميلاد مسيح به بعد نسيبينا Nasibina خوانده شده ، پايگاه شهرستاني است كه بعدها  « بيت عربايه beth Arabaye ناميده شده است . اين شهرستان در پهلوي اروستان Arvastan ياد گرديده است و نويسنده ارمني موسي خورنچي Moses Xorenaci در سده پنجم  ميلادي شهرستان نصيبين ( = نچيبين )‌ را اروستان ناميده است .

شك نيست كه در روزگار ساسانيان شهرستان نصيبين نزد ايرانيان اروستان خوانده ميشده است يعني به نام سرياني آن سرزمين كه بيت عربايه باشد هيئت ايراني داده اند . چنانكه سرزمين بابل يعني جائيكه بعدها سلوكيه و تيسفون بنا گرديد و بيت ارمايه Beth Aramaye  خوانده شد نام سورستان داده اند ، بلادري و مسعودي و ابن رسته نيز همين كلمه را بكار برده اند . در زند يعني تفسير پهلوي اوستا كه در روزگار ساسانيان ن.شته شده در فرگرد اول ونديداد فقره 19 در توضيح واژه رنگها Rangha كه نام رودي است ، از اروستان ارم Arvastani Arom نام برده شده و آن با رود دجله كه فارسي رود اروند گويند يكي دانشته گرديده است .

از اينكه مفسر اوستايي بخصوصه اروستان ( = نصيبين ) را از آن دولت روم خوانده يادآور سال 591 ميلادي است كه خسرو پرويز اروستان را به موريكيوس Maurikios امپراتور بيزانس ( رم سفلي ) برگذار كرد .